ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )

97

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )

يكى از بزرگان همواره مىگفت : هر گاه خوراكى فراوان باشد مرا دو گردهء نان بس است ، و اگر كمياب باشد ، يك گرده مرا كافى است ، پس اگر مسلما نان نباشد ، باكى از گرانى و ارزانى ندارم . گويند : خداوند متعال دوست دارد كه هر بنده‌اى حرفهء خودش را به كار گيرد ، تا بدان وسيله از مردم بىنياز گردد ، امّا از متعلّمى كه علم را به عنوان حرفه‌اى مورد استفاده قرار دهد ، متنفّر است . بعضى گفته‌اند : واى بر تاجر از گفتن : نه به خدا و آرى به خدا . و واى بر كارگر از گفتن فردا و پس فردا . حضرت داود ( ع ) به كفش‌دوزى برخورد ، گفت : اى مرد كار كن و از مزد كارت بخور ، زيرا خداوند دوست مىدارد كسى را كه كار كند و از مزد كارش بخورد ، و دوست ندارد آن كسى را كه مىخورد و كارى انجام نمىدهد . بعضى گفته‌اند : اگر دانشمندى بدون حرفه و بىباغ و ملك باشد ، مأمور ستمكاران خواهد شد ! حضرت داود ( ع ) از مردم ، به صورت ناشناسى از حال خود جويا شد ، جواب دادند ، خوب بنده‌اى است جز اينكه از مال بنى اسرائيل تغذيه مىكند ، پس داود ( ع ) از خدا خواست كه به او كارى بياموزد ، اين بود كه زره سازى را به او تعليم داد . و حضرت سليمان زنبيل مىبافت و مىفروخت و از اين راه زندگى مىكرد . يكى از بزرگان مىگويد : من مردى را ببينم كه باعث تحسين و شگفتيم شود ، وقتى كه بپرسم ، شغلى دارد يا نه ؟ اگر بگويند : نه ، از چشمم مىافتد و در نظرم بىارزش مىشود ! در تفسير آيهء مباركهء : لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ( 3 ) آمده است كه آنان آهنگران و مهره فروشان بودند ، در بارهء آنها نوشته‌اند كه هر گاه چكش و مهره سوراخ كن را بلند كرده بود و صداى اذان را مىشنيد ، مهره سوراخ كن را از